خرید بک لینک

اون شب که تو راه خونه تو صندلیم مچاله شده بودم حسش کردم.

یه نسخه از من ،تو یه دنیای موازی

تو ماشین مردی که من نمیشناسمش نشسته بود و وقتی کاورِ زمزمه وار city of stars از پلی لیستی که برای ماشینش حاضر کرده بود پخش شد ،ازش خواست وسط جاده بزنه کنار و باهاش برقصن! بعد از اجرای کواگروفی که لایق هوای سرد بیرون بود، اختتامیه ی خنده هاشون عجله ای که واسه برگشتن به ماشین داشتن شد.

گفتم نمی شناختمش ؟شاید تا اون لحظه که هنوز لمسش نکرده بود.

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: شنبه 5 بهمن 1398 ساعت: 4:51

صفحه بندی